خرید بک لینک
در دهکده ی ما که گرفتارِ نداری است گویند زمستان و خزان نیز بهاری است شغـــل همه مردم زحمـــتـــکـش این ده هر چند که دیمی ست ولی مزرعه داری است اما دو سه سالی است که اوضاع کساد است هر بچه کشاورز پیِ کار اداری است کمپانی ده نیّت کالـــسکه زدن داش

برچسب: شکرگزاری, نویسنده: آریا کوشکی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 16:26

روزی گذشت پورشه ای از گذر گهی فریاد و آه ناله ز هر کوی و بام خاست پرسید زان میانه یکی کودک فقیر این اسب کیست مادرم؟ اسب پادشاست؟ آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که الاغی گرانبهاست نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت این خر گمان کنم که خر

برچسب: نویسنده: آریا کوشکی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 16:26

امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی وفا حالا که من افتاده ام از پاچرا؟نوشدارویی و بعدازمرگ سهراب امدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟عمر مارا مهلت امروز وفردای تونیستمن که یک امروز مهمان توام فرداچرا؟نازنینا ! ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اک

برچسب: نویسنده: آریا کوشکی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 16:26

گر به شورا راه یابد پای من ... هرچه ویرانی است عمران می کنم می روم هر شب به میدان های شهر ...هر چه ساعت بود میزان می کنم مشکلات شهرتان را رتق و فتق ...پشت میز و پشت فرمان می کنم کوچه های تنگ را هر شب فراخ ... هرچه بن

برچسب: انتخابات, نویسنده: آریا کوشکی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 16:26

با تواَم، نطفه ي بي تابي و رسوايي ِ من با تواَم باعثِ بي خوابي و تنهاييِ من . با تواَم نقطه ي بي وزني و تنها شدنم با تواَم حسرت گرماي تنت روي تنم . بي شرف باش و به لبهاي گسَم بوسه بزن بغلم كن كه بگيرد نفسم، بوسه بزن . روسري باز كن و غرق تمنايم كن ب

برچسب: نویسنده: آریا کوشکی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 16:26

چمن بخت مرا گاو چرید از دو سه جا // رخت اقبال مرا موش جوید از دو سه جا! تانکر زندگی ام از دو سه جا سوراخ است// هر چه در آن پدرم ریخت ، چکید از دو سه جا! عنکبوت آمد و آن قدر مرا مُفلس دید // که در آن جیب کت ام تار تنید از دو سه جا ! زن گرفتم فک و ف

برچسب: نویسنده: آریا کوشکی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 16:26

ساقی بیا که غصه بریده امان ما مطرب بزن که ریخت به هم سازمان ما ما در پیاله عکس کسی را ندیده ایم ای بی خبر ز غلظت ته استکان ما بیهوده نیست آب دهان قورت می دهیم قاپیده اند از کف ما تکه نان ما ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست فرمایشات مفت ز نفت گران

برچسب: نویسنده: آریا کوشکی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 16:26

با کنترل فتنه و فحشا و گرانی در کشور ما کم شده بیمار روانی در ملت ما امر به معروف اثر کرد خیلی بدشان آمده از چشم چرانی وقتی که بهشت و عسل و حور مهیاست دیگر چه نیازی ست به این لذت آنی؟ برگشتِ دو چیز از نظر بنده محال است: پولی که چپاول شد و ایام جوان

برچسب: نویسنده: آریا کوشکی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 16:26

ﺁ ﻣﺜﻞ ﺁﺯﺍﺩﯼ، ﺑﺮ ﻣﺎ ﺷﺪ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺁ ﻣﺜﻞ ﺁﺏ ﻭ ﺑﺮﻕ، ﺷﺪ ﻣﻔﺖ ﻭ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺏ ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﺑﺎﺗﻮﻡ، ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﯼ ﺷﻮﻡ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ، ﺑﺮ ﻣﻠﺘﯽ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﭖ ﭘﻮﻝ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ، ﺧﺎﮐﺶ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮔﺸﺘﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻡ، ﺷﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺕ ﭼﻮﻥ ﺗﺠﺎﻭﺯﮔﺮ، ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ، ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺙ ﺛﺒﺖ

برچسب: نویسنده: آریا کوشکی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 16:26

صفحه بندی